30/8/1381
 

شير زي با ايران بازي مي كند

بعد از روي كار آمدن دولت موقت و انتقالي در افغانستان, گل آقا شير زي والي قندهار, از زمره قدرتمندترين افراد دولت جديد محسوب شده نزديكترين فرد افغان به نيروهاي آمريكايي نيز مي باشد. خوش خدمتي گل آقا شيرزي در مقاطع مختلف به آمريكايي ها نشان داده است كه اين فرد از جمله افراد نادري است كه از قدرت و نفوذ خود در منطقه به نفع فقط آمريكا استفاده مي كند.
گل آقا شيرزي نقش اساسي را در كانفرانس بن, تشكيل دولت انتقالي, لويه جرگه و حتي عزل و نصب افراد بر عهده داشته است.
از طرف ديگر كليه نيروهاي متفرقه طالبان را از نقاط مختلف جمع آوري و در قندهار تحت نفوذ خود گرفته در مواقع لزوم از آنها در هر منطقه اي كه سلاح باشد استفاده مي كند.
شيرزي از پشتون هاي با نفوذ و قدرتمندي است كه در تضعيف احزاب و قدرت هاي مسلح متفرق, گام هاي مثبتي در روند حاكميت دولت بر عهده داشته است. شجاعت و ايستادگي اين مرد, در برابر احزاب و نيروهاي متفرقه مسلح در دولت انتقالي ناديده گرفته نمي شود.
گل آقا شيرزي از طرف آمريكايي ها وظيفه كنترل و نظارت بر اكثر مناطق مرزي با ايران را نيز بر عهده داشته است. تا جايي كه در گذشته بارها اسماعيل خان والي هرات را به همكاري با نيروهاي ايراني متهم كرده است. حتي در مواقعي اين اتهام از نوع همكاريهاي تسليحاتي و اطلاعاتي بر عليه دولت افغانستان بحساب آمده فشارهاي مختلف و متفاوتي بر والي هرات از اين ناحيه وارد آمده است.
 گل اقا شيرزي شايد تنها فردي باشد كه بعد از نماينده ويژه آمريكا ايران را به كرات, متهم به دخالت مستقيم در امور داخلي افغانستان كرده است. همين فرد با همين افكار بدون هيچ مقدمه اي يكباره از ايران سر در آورده پشت درهاي بسته به معامله با دولت ايران نشست.
اين معاملات هر چند به ظاهر, در راستاي فعال كردن بازارچه هاي مرزي زابل ايران با نيمروز افغانستان بود اما حكايت از يك تباني پشت پرده بر عليه اسماعيل خان داشت. اين تباني همچون گذشته هيچ منافعي دايمي و دراز مدت را براي ايران به ارمغان نخواهد آورد, بل باعث از دست رفتن برخي نقاط قوت ايران به عنوان همسايه هاي داراي مرزي طولاني با افغانستان در دراز مدت خواهد شد.
اين واقعيت را نمي توان از نظر دور داشت كه فردي با انديشه قوي حمايت از آمريكا يكباره به جمله دشمنان آمريكا در منطقه پيوسته منافع آنها را بر حضور قدرتمند آمريكا ترجيح دهد. در اين ميان سياستمداران ناپخته ايراني فكر مي كنند توانسته اند يكي از دشمنان قسم خورده خود را در منطقه را به يك دوست دايمي بدل ساخته از وي به عنوان حافظ منافع خود در افغانستان استفاده كنند!! كه هدايت كالاهاي ترانزيتي تجار افغانستاني از سمت مرز دوغارون در زابل توسط دولت ايران, نشانه روشن اين ساده انديشي است. زيرا بعد از آنكه گل آقا شيرزي نتوانست در قسمت ورود اجناس به افغانستان از ميزان حسابهاي گمركي هرات براي دريافت ماليات گمركي در قندهار بكاهد, از ايران به عنوان وسيله اي ساده و راحت براي رسيدن به مقصود سود جسته اجناس ترانزيتي را به سمت مرز زابل هدايت كرد. تا بدين وسيله هم اسماعيل خان را از لحاظ در آمد گمركي تضعيف سازد و هم به ديگران بگويد كه چگونه و به چه راحتي ميانه اسماعيل خان با ايرا ن راضعيف ساخته نگاه سياستمداران ايراني را به سمت خود معطوف كرده است.
 دراين ميان, برخي از سياستمداران ايراني فكر مي كنند كه با اين كار, مي توانند به اسماعيل خان اخطار عملي داده تاثير گذاري خود را بر سياستهاي متخذه در افغانستان به وي گوشزد نمايند. در هر صورت اين اولين بار نيست كه ايران با اتخاذ تصاميم عجولانه در سياست گذاري خارجي خود در مورد افغانستان, پشت سر هم پايگاههاي اعتقادي, فكري و مردمي خود را در اين كشور از دست مي
دهد.

 

 صفحه اصلي